این روزها که سند جامع مشهد توسط شهرداری نگاشته میشود، بهانه خوبی است تا به الزامات و اقتضائات یک حکمرانی زیارت موفق بپردازیم.
در حوزه حکمرانی و سیاستگذاری زیارت در مشهد، آشفتگیهایی نظیر چندپارگی، فقدان نگاه جامع تمدنی و ضعف نظام پایش دیده میشود.
پرسش این است که این نقصان را چگونه میتوان در چشمانداز حکمرانی زیارت در مشهد آینده مرتفع کرد؟
ابتدا مهم است که این پرسش را چه کسی (نهادی) میپرسد؛ شهرداری؟ آستان قدس؟ استانداری؟ چراکه برای هر سؤالکننده ممکن است جواب متفاوتی وجود داشته باشد.
به عبارتی در حکمرانی یکپارچه زیارت، هر نهاد از بُعد مخصوصی، مانع این یکپارچگی میشود. از این رو پاسخ به این پرسش نیز در هر بُعد متفاوت خواهد بود.
بنابراین نفس دیدن مشکل از این زاویه کلی و تجویز کلیتر آن در قالب یک پروژه سیاستی، خود به یک مانع مهم رسیدن به حکمرانی یکپارچه زیارت در مشهد تبدیل شده است.
به صورت کلی و فارغ از مسائل نظری مهم در حوزه حکمرانی زیارت و تلاشهای پژوهشگران، تجربه اجرایی دستاندرکاران در برگزاری برنامههای زیارتی در مقیاس شهر نشان میدهد که مسئله مهم و حیاتی زیارت در مشهد، به نوعی پیشاحکمرانی است.
مسئله این بوده که مشهد در حوزه زیارت، یک بزرگتر میخواهد؛ بزرگتری با ویژگی نگاه فرانهادی (ولو خود در یک نهاد مسئول باشد)، آشنا با ادبیات حکمرانی و جایگاه حقیقی زیارت و البته مقبول اضلاع متنوع زیارت در شهر. این نسخه را فارغ از اختصاصی بودن آن برای حل این چالش، به این دلیل صحیح میدانم که سرنوشت نسخههای بدل قانونی و اسنادی ابلاغی را همگان در این مدت دیدهاند.
دوم و بهصورت جزئیتر، مسئله فقط چندپارگی در حکمرانی زیارت نیست. بگذارید با ذکر یک مثال مسئله را واکاوی کنیم. به نظر شما اگر به جای واژه «زیارت» در عبارت «حکمرانی زیارت»، واژه «خانواده، سبک زندگی، رسانه و...» را اضافه کنیم، اساساً مشهد میتواند یک حکمرانی واحد در حوزه فرهنگی داشته باشد؟ پس مسئله در وهله نخست زیارت نیست؛ نفس حکمرانی فرهنگی است. باید ابتدا زمین ناهموار را علاج کرد سپس جاده ساخت. همین شکل و شمایل مسئله است که ما را مجاب میکند آن را ریشهایتر در هر نهاد و سازمان مرتبط با زیارت بنگریم.
مشهد شهری با تناقضات فرهنگی و نهادی فراوان و گاه کُشنده است. یک مکان قدسی در بستر شهری به ظاهر مدرن و مصرفگرا، یک شهر پرجمعیت و پرخدمت، وسیع و زائرمحور با منابع مالی شکننده و پیشبینیناپذیر، یک مدیریت شهری واحد با تعارضات ملکی و مدیریتی پرشمار و دهها تناقض دیگری که در مجال این نوشته نمیگنجد.
بزرگی که آشنا به مسئله حکمرانی باشد، میداند در وهله نخست باید مسائل مرتبط با زیارت را در سازمانها علاج کرد تا حکمرانی واحد شکل بگیرد.
از نبود نیروی انسانی آشنا با مفهوم زیارت و ساختار و بودجه ضعیف گرفته تا رقابتها و دلخوریهای شخصی و بینسازمانی و... مسائلی هستند که مانع ایجاد یک حکمرانی واحد میشوند. البته گاه در کوتاهمدت برخی اتفاقات مثبت (که ناشی از هماهنگیها و روابط دوستانه است تا روابط سازمانی) رخ میدهد که به سرعت با رفتن اشخاص از بین میرود.
در مرحله بعد و پس از رفع عارضه از هر سازمان مرتبط، باید فهم و ادبیات مشترکی از حکمرانی زیارت در میان اضلاع مختلف به وجود آورد تا هر نهاد و سازمانی به نوبه خود بستر اجرایی شدن آن ادبیات باشد.
وقتی یک سازمان، کنش زیارتی را محدود به داخل حرم مطهر میداند و دیگری محدوده آن را در گستره شهر میبیند یا وقتی یک سازمان خدمات زائر را متوقف بر حمل و نقل و اسکان و سرویس بهداشتی و... میداند و دیگری آن را تا برنامههای فرهنگ شهری و تعالی زیارت میکشاند، واضح است در امور اجرایی نیز این اختلاف نظرها خود را به صورت تزاحمات مدیریتی نشان خواهند داد.
ما برای حکمرانی زیارت چارهای جز جا انداختن یک روایت عمومی؛ اما مبنایی و قابل فهم در سازمانها و نهادهای مرتبط نداریم و این مسئله بهطور مستقیم به فهم و حتی انگیزه و دغدغه فهم این مبنا توسط دستاندرکاران برمیگردد و گاهی چارهای جز پوستاندازی در حوزه نیروی انسانی نیست.
۱ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۰۴:۱۵
کد مطلب: ۱۱۴۳۵۸۲
این روزها که سند جامع مشهد توسط شهرداری نگاشته میشود، بهانه خوبی است تا به الزامات و اقتضائات یک حکمرانی زیارت موفق بپردازیم.
زمان مطالعه: ۳ دقیقه
منبع: روزنامه قدس





نظر شما